|
|
|
زماني مابين
زمانها امام، شيعه و ايران
ليلي عشقي
در اين مقاله، نويسنده
با طرح نظريه حادثه و تطبيق
آن با حادثه عرفاني، به ذكر برخي
نمونههاي تاريخي پرداخته است
كه از جمله آنها، ميتوان به
حادثه برخورد مولانا با شمس تبريزي
اشاره كرد. منظور از حادثه در
اينجا مقطعي است كه زمان فاني
و ملك با زمان باقي و ملكوت
ملاقات ميكند. اين حادثه همه
شوون زندگي افرادي را كه در زمان
حادثه حضور دارند و حادثه را درك
كردهاند، تحتالشعاع قرار داده و
دگرگون ميكند. حادثه دو مرحله
دارد: در مرحله اول كه مرحله
سرگشتگي و از خود بيخودشدن است،
افراد عاشقانه عمل ميكنند، نه
عاقلانه و قدرت تحليل منطقي از
آنها سلب ميشود. در مرحله دوم كه
مرحله بيداري و به خودآمدن است،
ميتوان به تحليل حادثه و وقايع
پيرامون آن پرداخت. از نظر
نويسنده، انقلاب ايران حادثه ــ
به معناي عرفاني آن ــ ميباشد.
مرحله اول حادثه از آغاز پيروزي
انقلاب تا زمان ارتحال امام
خميني (س) است. و مرحله دوم آن، پس
از رحلت امام آغاز ميشود. به
همين دليل است كه در سالهاي
اخير شاهد تحليلهاي متعدد نسبت به
انقلاب ايران هستيم. اين انقلاب،
از سوي ديگر يك حركت وجودي است.
ملتي كه سالها تحت سلطه
قدرتهاي برتر بوده و هويتش نفي
شده است، در يك حركت وجودي و با
اتكا به رهبري شخصي به نام
امام ــ كه در شيعه معناي خاصي
دارد ــ متولد شده و اعلام موجوديت
ميكند. به همين دليل، انقلاب
اسلامي فاقد برنامه مدون اقتصادي،
سياسي و اجتماعي است و اين نه
تنها نقطه ضعفي براي انقلاب
ايران نيست كه دليل روشني بر
استقلال و پابرجايي آن است. بر
اين اساس، انتخابات دوم خرداد
برخلاف تحليل متفكران غربي، نه
تنها بازگشت از اهداف انقلاب نيست،
بلكه تداوم بخش آن اهداف نيز
است.
|
|

|
|
|
|
|
|