|
|
بازگشت به
اسلام; از مدرنيسم به نظم اخلاقي
افسانه نجمآبادي
ترجمه: عباس كشاورز شكري
اين مقاله سعي ميكند
كه ظهور جنبش اسلامي و به دستگيري
قدرت دولتي توسط آن را در بستر
سياست و تاريخ معاصر ايران، بررسي
كند. نكته اصلي انقلاب اسلامي
نبايد در پيچيدگيهاي دكترين
اسلام و يا در تاريخ پيچيده
بزرگترين اديان جستجو شود. بلكه
بايد به اين مساله كه چرا تعداد
زيادي از مردم در اين دوره براي
يافتن راه حل جديدي، به اسلام
روي آوردند، پرداخت.
بنابراين، هدف اين
مقاله اين است كه به اين نظر
قديميتر كه ادعا ميكند پديده
تجديد حيات اسلامي در ايران وجود
ندارد بپردازد; بلكه قصد دارد كه
عواملي را كه خاص توسعه ايران
است از عواملي كه در توسعه همه
جوامع مسلمان موثر بودهاند،
متمايز سازد. انقلاب اسلامي مظهر
تحولي بنيادين در گفتمان عمومي
در ايران است. توسعه، تجدد،
نوسازي و رسيدن به غرب همه به
گذشته مربوط است. امروزه جست و
جو براي يك نظم اخلاقي كه بر
اساس اصول اسلامي باشد و هم
رضايت اين دنيايي و هم رستگاري
آن جهاني را حاصل نمايد، سياست،
مشروعيت و آرمانهاي عمومي شكل
ميبخشد.
|

|
|
|
|
|
|